تبليغاتX
فرشته آسمونی
حتی برگ هم روزی از درخت خسته میشه...پاییز بهانست...!
 

 

در تنهايي خود لحظه ها را برايت گريه کردم


در بي کسيم براي تو که همه کسم بودي گريه کردم


در حال خنديدن بودم که به ياد خنده هاي سرد و تلخت گريه کردم


در حين دويدن در کوچه هاي زندگي بودم که ناگاه به ياد لحظه هايي که بودي و اکنون نيستي ايستادم و آرام گريه کردم


ولي اکنون مي خندم آري ميخندم به تمام لحظه هاي بچگانه اي که به خاطرت اشک هايم را قرباني کردم

|+| نوشته شده توسط یاسمین در پنجشنبه یازدهم تیر 1388  |
 نمی دونم چی بگم

 ****************************************

 

۲۰بار ديدمت------19بارخنديدم------18باربه من اخم کردي---

------17بارازدستم خسته شدي---- 16بار ديگه سعي کردم------

----15بار14جمله عاشقانه رو به 12 زبان و11 لهجه به کمک 10

 نفر بهت گفتم------------9بار صورتت رو از من برگردوندي---

----------8روزازت خبري نبود 7بار برات مردم------- 6بار

 قوربونت رفتم---------5بار واست ضعف کردم-------4بار قهر

 کردي------3بار نازتو کشيدم----2بار نازکردي خنديدي وجونم به

 لب رسوندي-----تا 1بار بهم بگي دوستم داري

 

***********************************

|+| نوشته شده توسط یاسمین در یکشنبه هشتم دی 1387  |
 خيلي پستي

 

ضدحال

 

نگاهي كرد و من را در به در كرد

 

يقين كرد عاشقم بعدش سفر كرد

 

شكستي خورد آمد تا بماند

 

ولي من رفته بودم او ضرر كرد

 

|+| نوشته شده توسط یاسمین در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387  |
 عید

سلام

 

دوستای گلم سال نو مبارک

 

سال خوبی رو براتون آرزو می کنم

 

شاد و سر حال باشید

 

یا علی

|+| نوشته شده توسط یاسمین در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386  |
 زجر جدایی

 

اگه عشقم حقيره

اگه جسمم كويره

اگه هميشه تنهام

اگه خلي دستام

براي تو عاشق ترين

عاشق دنيام

 

دل من تو رو می خواد

 

 

آخه چه جور دلت اومد تنهام بزاري و بري

آخه مگه حرفي زدم زخم زبوني من زدم

آره همش بهونه بود مسأله يار ديگه بود

دلت هوايي شده بود كارم از كار گذشته بود

برو با يارت عزيزم رها كن اين تن منو

الهي صد ساله بشه عشق قشنگت عزيزم

اما يه قول بهم بده يارتو تنها نزاري

كه مثل من اسير بشه آواره از خونه بشه

منم يه قول بهت مي دم

يه روز فراموشت كنم

قلبمو سنگيش بكنم

عشقتوخاكستر كنم

اگه يه روز خواستي گلم

كسي رو نفرينش كني

بگو كه مثل من بشه

زجر جدايي بكشه

 

 

|+| نوشته شده توسط یاسمین در شنبه دهم آذر 1386  |
  توووووو
 

 

ديوونه

 

يه روزي زدي شكوندي    رفتي پيشم نموندي    رفتي تنها تو موندي

تووو     

ديدي چه دستتو خوندم    رفتي بي تو نمردم   يكي ديگرو به جات نشوندم

 برووو

عادت شده ديگه بي تو موند  عادت شده تنهايي موندن  عادت شده عشق و سوزونــدن    

  مـــي دونــــم

 نميخوام ديگه تو رو با چشاي دربه درت

  برو از پيشم بيرون لعنت به هر چي

 عروســـــــكه

 آره آره ازت بدم مياد     آره آره دلم تورو نميخواد      آره آره چه خيس اون چشات     

آره آره تو كارت تمومه          آره آره تو چشات چه شوم      آره آره تو  باختي ديـــــوونــــه     تووو   

  ديگه التماس فايده نداره     بودن با تو واسه من محاله      ناز تو ديگه خريدار نداره

مــــي دونـــــــم  

 سوزوندنت واسه من چه حالي داره    ميزارمت زير پام بازم دوباره   زندگي بي تو پر عشق و حاله

 مــــــــي دونـــــــم

عادت شده ديگه بي تو موندن     عادت شده تنهايي موندن      عادت شده عشق و سوزوندن

 مـــــي دونــــم

 نمي خوام ديگه تو رو با چشاي دربه درت   

  برو از پيشم بيرون لعنت به هر چي عروســـــكه   

   آره آره ازت بدم مياد     آره آره دلم تورو نميخواد      آره آره چه خيس اون چشات  

  آره آره تو كارت تمومه    آره آره تو چشات چه شوم     آره آره تو باختي ديـــوونـــه     تووو      

 آهاي عروسك بي رحم   

  گوش كن ببين به تو چي ميگم   

 اگه يه روز به عمر من بمونه انتقامو ازتو ميگيرم

آره آره ازت بدم مياد آره آره دلم تورو نميخواد    آره آره چه خيس اون چشات     آره آره تو كارت تمومه          آره آره تو چشات چه شوم      آره آره تو  باختي ديـــوونـــه   

 تووو

آره آره ازت بدم مياد    آره آره دلم تورو نميخواد      آره آره چه خيس اون چشات     آره آره تو كارت تمومه          آره آره تو چشات چه شوم      آره آره تو  باختي ديـــوونـــه  

  تووو

 

 

 

|+| نوشته شده توسط یاسمین در شنبه بیست و هشتم مهر 1386  |
 دیدی آخرش

 

ديدي آخرش

 

 

 

ديدي آخرش منو گذاشت و رفت

 

از زمين قلبم و بر نداشت و رفت

 

ديدي آخرش منو ديوونه كرد

 

واسه رفتن همينو بهونه كرد

 

ديدي اون وعده هايي كه رنگي بود

 

تمومش فقط واسه قشنگي بود

 

ديدي اون كه دلمو بهش دادم

 

رفت و از چشماي نازش افتادم

 

ديدي اوني كه مي گفت مال منه

 

دم آخر نيومد سر بزنه

 

 

 

ديدي خط زد اسممو از دفترش

 

رفت و اسفند نزدم دور و برش

 

 

 

ديدي اون نخواست برم به بدرقش

 

ديدي باختم من تو مسابقش

 

 

 

 

ديدي مهربونيا رو زد كنار

 

رفت و چشام و گذاشت تو انتظار

 

ديدي رفت گذاشت پاي سرنوشت

 

گفت شايد ببينمت توي بهشت

 

ديدي بي خبر گذاشت و رفت سفر

 

گفت بذار بمونه چشم اون به در

 

ديدي افتاد اسم من سر زبون

 

همشون گفتن به اون نا مهربون

 

 

                                                   

 

 

ديدي كه دعاها مستجاب نشد

 

 

|+| نوشته شده توسط یاسمین در پنجشنبه پنجم مهر 1386  |
 تنهایی

 

بنام حضرت عشق و دوستی

 

 

 

مي خواي بري

نمي ذارم آخه فقط تو رو دارم

ساده نشي فكر نكني دست از سرت بر ميدارم

 

تازگيا ببخشيدا بيخشيدا فكر مي كنم يكي داره سد ميذاره ميون ما

شايد اصلا درست مي گي شما كجا و ما كجا

ببخشيدا تازگيا كارم شده خدا خدا

 

توكه شدي سر به هوا

منم فقط دست به دعا

خودت بگو آخه چرا

مي خواي تموم شه ماجرا

تو رنگاي دنياي ما سفيد كجا؟سياه كجا؟

ببخشيدا ببخشيدا يه قولي بود ميون ما

 

تازگيا ببخشيدا بيخشيدا فكر مي كنم يكي داره سد ميذاره ميون ما

شايد اصلا درست مي گي شما كجا و ما كجا

ببخشيدا تازگيا كارم شده خدا خدا

 

مي خواي بري

نمي ذارم آخه فقط تو رو دارم

ساده نشي فكر نكني دست از سرت بر ميدارم

 

 

 

تازگيا ببخشيدا بيخشيدا فكر مي كنم يكي داره سد ميذاره ميون ما

شايد اصلا درست مي گي شما كجا و ما كجا

ببخشيدا تازگيا كارم شده خدا خدا

 

 

خدا  خدا

بابك جهانبخش

 

سلام دوستای گلم  یاسی از این به بعد تنهای تنهاست

 

فقط برای خودش آپ می کنه

 

حسام منو تنها گذاشت و رفت

 

شما بهش بگید که من دوستش دارم

 

بگید برگرده

 

 

من بدون حسام خیلی تنهام

 

 

یا علی

 

 

|+| نوشته شده توسط یاسمین در شنبه سی و یکم شهریور 1386  |
 یادش بخیر

هر گاه دفتر محبت را ورق زدی

 

هر گاه در زیر پایت صدای خش خش برگها را احساس

کردی

 

و هر گاه میان ستارگان آسمان

 

تک ستاره ای خاموش دیدی

 

برای یک بار در گوشه ای از ذهن خود نه به زبان

 

بلکه از ته قلب خود بگو  یادش بخیر

 

تقدیم به عاشقان بی وفا

|+| نوشته شده توسط یاسمین در چهارشنبه بیستم تیر 1386
 دلبستگی

 

بگذار خداوند خودش بار تمام غصه هایت را بر دوش بکشد .زیرا او همیشه به فکر توست

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

 

**عاقبت باید گذشت از تب

 

دلبستگی عاقبت باید

 

گذاشت عشق را بر

 

خستگی عاقبت باید

 

نشست رو به دریای غروب

 

عاقبت باید شکست قصه ی

 

وابستگی ***

 

 

|+| نوشته شده توسط یاسمین در جمعه یکم تیر 1386  |
 
 
بالا